کیوان شاهبداغی

و به انگشت نخی خواهم بست ، تا فراموش نگردد که هنوز انسانم

 

                      سر مشق های ما 

کبری ، دوباره ، تصمیم خودش را گرفته بود

او با مراد  ، دگر چت نمی کند

پطروس  ، کنار سد

با پنجه های سرد  و ورم کرده ، نیمه شب

تنها نشسته بود

...


                        سر مشق های ما

کبری ، دوباره ، تصمیم خودش را گرفته بود

او با مراد  ، دگر چت نمی کند

پطروس  ، کنار سد

با پنجه های سرد  و ورم کرده ، نیمه شب

تنها نشسته بود

همراه پنجم او در کنار او

اما چه سود ، که  آنتن نمی دهد

دارا ، با آنکه مهریه سارای خسته را، یکجا حواله کرد

داراتر از گذشته ، در جستجوی همسر زیبای دیگریست

بابای مهربان ، اینک تمام قبوض رسیده را

از آب و برق و گاز

 با استعانت از اعتبار کارت

با یک تماس غیر حضوری ، پرداخت کرده است

کوکب ، دندان شیری خود را کشیده است

زیبا تر از گذشته ، با سیم های بسته به دندان نیش و پیش

لبخند میزند

شنگول و گرگ ، با تور شاد شاد ، به تفریح رفته اند

دیروز هم کلاغ ، صبحانه ، خدمت روباه پیر بود

یک وام هم برای خریدن تن پوش  تازه ای

به دهقان خوب ما ، تخصیص داده شد

چوپان به جان گرگ ، قسم خورده تا دگر

هرگز دوباره دروغی نگوید او

چی پی اس حسنک ، وصل گشته است

زین پس کسی نشان حسنک ، گم نمی کند

یک شب میان سفره ، خروسی نهاده شد

کز رفتن به خانه ، تعلل نموده بود

آن مرد هم ، به جرم ورود بدون طرح

اسب بدون پلاکش ، جریمه شد

نانوای خوب ، که همواره دوست بود

از ماه پیش ، یک شبه ، باگت فروش شد  

ایمیل زاغ ، دیشب رسیده است

پرسیده او چرا ، کلاغ خسته به خانه ، نمی رسد؟

در مشق های کودکیم ، غوطه می خورم

تکلیف هر چه بود ، گویا نوشته شد

تکلیف کودکان کشور من

مشق عمرشان ، بی آنکه خوانده شود

خط خطی شده است

دیگر برایشان  ، مشقی نمانده است

سر مشق های غلط ، پیش رویشان

کبری و کوکب و سارا فسانه اند

دارا ولی هنوز ، به امر تجارت است

این جعبه قشنگ ، که جام جهان بین ، لقب گرفت

در عصر ما ، اسب تراوای خانگی ست

مهمان نواز خوب

اینک ،  تو میزبان کدامین نبرد تلخ ؟

در خانه های خویش ، در جمع پر سخاوت اندیشه ها پاک

لم داده در تدارک تارج عقل خود

ابلیس بعد دعوت تو

بنشسته بر طراوت امواج میرسد

بشقاب روی بام ، دشمن میان خانه و بر سفره های شام

مریم ، کنار باربی خود آرمیده است

لیلا ، برای کوزت ، گریه می کند

رعنا ، برای حنا ، تب نموده است

آری ، پدر ژپتو ، عشق عرشیاست

یاور ، برای اوشین  ، نذر کرده است

با بودن جومونگ ، رستم دستان ، چه کاره است ؟

اینک کمال ، سرگرم مدح جمال هزار رنگ

غافل ز خالق این جلوه های نو

دیگر نماز خود از یاد برده است

امید ، بعد یک سفر پنج روز و نیم

با لهجه فرنگی خود ، حرف میزند

در جستجوی دشمن خونخوار دور دست !

غافل ز حیله شیطان خانگی

آری سلام ، جای خودش را به های داد 

بسیار خوب به اوکی ، پس چرا به وای

سی یو به جای گفتن : می بینمت تو را

مای گاد ، به جای خدایا به روی لب

وای نات ؟ همان ، چرا که نه ،  لفظ مادریست !

مادر ، برای پسرش ، سرچ کرده است

اما ،  عروس مناسب ، نیافته ست

اینک ،  پسر ، ترای مجدد نموده است

نابرده گنج ، رنج میسر نمی شود !!

اعجاز در ارائه احساس آدمی

در سوگ و عشق و تولد ، پیامکی !

دیگر لزوم لشکر بیگانه منتفی ست

با دست خود ، چه شیک به تاراج ، رفته ایم .

                                                               کیوان شاهبداغی   

HI – OK – WHY – SEE YOU – MY GOD – WHY NOT- SEARCH – TRY DISH - GPS



کلمات کلیدی :
نوشته شده توسط کیوان شاهبداغی در سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩

نظرات ()





مطالب پیشین





Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by k1shahbodaghi
This Themplate By Theme-Designer.Com

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

.:: About ::.


درباره :
پروفایل مدیر : کیوان شاهبداغی

.:: Categories ::.

 

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
کیوان شاهبداغی

.:: Page ::.


.:: Authors ::.

کیوان شاهبداغی

.:: Others ::.





.:: Archive ::.

امرداد ٩٠
فروردین ٩٠
دی ۸٩
آبان ۸٩