کیوان شاهبداغی

و به انگشت نخی خواهم بست ، تا فراموش نگردد که هنوز انسانم

 

                               هفت سین الهی

سلام ای خالق فصل بهاران

مهربان اموزگار خوب باران

خدایا ، سال نیکوئی عطا فرما

بدان خوبی که باشد از بهار سبز آن پیدا

تو گرداننده دلها و نور دیده ها

دیگر دلم را بی حسد ، بی کینه ، آری لایق پاک خودت فرما

...


                                 هفت سین الهی

سلام ای خالق فصل بهاران

مهربان اموزگار خوب باران

خدایا ، سال نیکوئی عطا فرما

بدان خوبی که باشد از بهار سبز آن پیدا

تو گرداننده دلها و نور دیده ها

دیگر دلم را بی حسد ، بی کینه ، آری لایق پاک خودت فرما

به نور معرفت ، پاکی به چشمانم ، عنایت کن

عطا کن بهترین حالی که می دانی

دلم را آسمانی کن

خدایا یاد من آور ، الستی عهد خود ، آری  

همان پیمان ، که جز تو هیچ معبودی به عالم نیست

به من هم ، همچو آدم ، راه و رسم عذر خواهی را عنایت کن

که چون هابیل ، من هم ، بهترین های خودم را هدیه ات دارم

و ادریسی بیاندیشم برای کسب آگاهی

بسان آن خلیل بت شکن ،

ویران کنم بت های پوشالین این بت خانه اندیشه خود را

خدای مهربان ، ای ناخدای کشتی طوفان

شب تاریک و بیم موج و گرداب  تلاطم های بی حاصل  

تو مصباح هدایت ، کشتی نوحی ، عطایم کن

خدایا ، یوسفین گوهر ، جمال پاک یزدانی ،

به لذت های دنیائی ، به سودائی نبازم من

اگر نوری به قلب من بتابانی ،

خدایا ، وزن موری با تو بودن را

به ملک صد سلیمانی بی تو ، من نخواهم داد

تو سحر ساحران این زمان

اینک  ، به یمن یک عصای موسی عمران ، به خاک افکن

و یادم ده ، چو عیسی ، عاشق خلق خدا باشم

دعا بر دوستانم ، سهل و اسان است

دعا بر مردمانی را که آزار مرا اندیشه می دارند ،

بر لب ها ،  تو جاری کن

و داوودی کلام دلنشین ، بر من عنایت کن

مرا زین پس ، سخن ها دلپذیر ، دل را پذیرای سخن فرما

خدایا چون محمد (ص) ، رحمت بر هستی ات را قسمتم فرما

بنوشان جرعه ای از آن طهور ناب روحانی

خداوندا ، به نوروزی که در پیش است

به هفت سینی الهی ، میهمانم کن

خدایا

سینه ای ، بی کینه

سر انگشتان  بخشایشگر همراه

سخاوت کردن بی ادعا

آری ، سحر گاهی ز جنس راز

سروش مهربانی با تمام هستی ات

گرما سلامی در کلام ، اندیشه و کردار من

سر مشق خوب مهرورزی را

عطایم کن

گشایش را به قلب کوچک من ، مرحمت فرما

که هم خانه ، به همسایه  به همشهری به همنوعی ، بدل گردد

و این اندیشه تنگ و قفس ، از واژگان ذهن من  بردار

گره از ابروان بسته ام وا کن

کلام شکر ، بر لب های من ، جاری شود با عشق

لبانم را به لبخندی مزین کن

و دستان را ، تو راه و رسم یاری ، مرحمت فرما

قدم  ها را ، به همراهی ، تو راهی کن

قلم ها را به آئین حقیقت رهنمائی کن

بجای دل شکستن ، دلبری را یاد دل ها ده

خدایا ، گر چه گویا اسمان هر کجا ، دیگر همین رنگ است

ولیکن  یادمان آور ، که رنگ اسمان ، این نیست

از این پس ، عاشقی کردن نشانم ده

به یاد آرم ، که  آواز پرنده ، بی قفس ، زیباست

که روح پاک ما ، با هر تولد ، تا ابد ، پاینده پا برجاست

نشانم ده ، که فرجام پر پروانه ، قاب خانه من نیست

به جای یادگاری بر درخت ،

با دادن آبی ، به ذهن سبز او ، اسطوره خواهم شد

بگیر از من ، تمام آنچه می گیرد تو را از من

عنایت کن ، تمام آنچه را ، در راه تو ، ره توشه خواهد بود

از همین روز نخستین در بهار سال نو ،

این روز نو ، نوروز زیبا

با خدایم عهد می بندم

به جان یا کریم مهربان ، در سال نو  

اندیشه پرواز را ، سنگی نخواهم زد

قسم بر قاصدک ، دیگر پیامی جز به خوبی ، کس نخواهم داد

به اب جاری و پاک تو ، من سوگند

بفهمم خیسی چشمان اشک آلوده را زین پس

به ابر آسمان ،  من شانه هایم را برای گریه های دوست ، خواهم داد

به قلب مردمان ، این منزل پاک خدا ، تیری نخواهم زد

و در گلدان پشت پنجره ، لبخند خواهم کاشت

خدایا ، ذره ای ، تنها به قدر قطره ای

آن حال دریائی شدن را ، قسمتم فرما

نخوانم من کسی  جز تو ، نخواهم از تو من جز تو

کمک کن  بشنوم زیبا کلامت را

پیام روشن فصل بهاری را

تو نفسم مطمئن گردان

که من راضی شوم از تو ، و تو راضی شوی از من

سفر از خود ، به  آغوش تو آغازم

نوای سر خوش موسیقی زیبای رجعت را

عزیزا ، خوب می دانم ، توئی پایان این راهی که در پیش است

و خرسندم که با سالی که می اید ، به سویت یک قدم نزدیک می گردم

به گلبرگ گل مینا قسم ، راز رضا بودن نشانم ده

بهای مردمان ، آری بهشت پاک خود را ، یادمان آور

مرا در مکتب درس بهاری ، ثبت نامم کن

بفهمم عشق ، چند بخش است

خدایا ، رب بی همتا

از آغازین دقایق های این سالی که می آید

بسان کودکی هایم ، در این دفتر به خطی خوش

در اوراق سپید و روشن سالی که در پیش است

نگارش می کنم ، تکلیف عشق و مشق خوبی را

و دیگر در کلاس عاشقی ، غیبت نخواهم کرد

خداوندا ، ملغزان این دلم را ، منزل پاک خود را ،

بعد از آنی که ، هدایت کرده ای انرا

حبیبا ، خیر و خوبی در دو عالم را عطایم کن ، نگه دارم تو از آتش 

تو تکلیفی فرا تر از توان شانه ها ، بر من ، فرو مفرست

خدایا ، عذر تقصیر و فراموشی ، پذیرا شو

عزیزا ، این خلیفه ، شرمسارت می شود آخر

کمی خلق خدائی ، مهربانی ، یاد من آور

تو ثابت کن قدمهای مرا ، طعم سلام و ذکر را بر کام من بنشان

خداوندا  ، نمی دانم  چه تقدیری مرا فرموده ای ، لیکن

به  آواز چکاوک های زیبایت قسم

راه سعادت ، پیش پایم نه

قسم بر سوره های روشن  قرآن

بهاران ، فصل سبز و بارش باران

به صبح روشن نوروز بیداران

 معادین ایه سبز بشارت را

گوار باور احیای بعد از خواب و سرما را

عزیز مهربان  

برما مبارک کن



کلمات کلیدی :
نوشته شده توسط کیوان شاهبداغی در چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠

نظرات ()





مطالب پیشین





Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by k1shahbodaghi
This Themplate By Theme-Designer.Com

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

.:: About ::.


درباره :
پروفایل مدیر : کیوان شاهبداغی

.:: Categories ::.

 

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
کیوان شاهبداغی

.:: Page ::.


.:: Authors ::.

کیوان شاهبداغی

.:: Others ::.





.:: Archive ::.

امرداد ٩٠
فروردین ٩٠
دی ۸٩
آبان ۸٩